ربت من هر چی که هست از با تو بودن بهتره


سالهاست عادت کردهايم خبر اسيدپاشي جوانان نخالهاي را بشنويم که با يک جواب منفي شنيدن، با يک پارچ اسيد انتقام خود را از يک خانواده گرفته و عمر يک انسان را به تباهي بکشاند.
اگر در چنين مواردي، بحثي در اين باره ميشد، موضوع به افراد عوام جامعه منتسب ميشد، اما حالا در وضعيتي که از پيشرفتهترين تکنولوژي بشري براي انتشار خصوصيترين تصاوير و عکسها استفاده ميشود، بايد به روشني گفت، با سوءاستفاده از فضاي مجازي که به تازگي گسترش پيدا کرده، هيچ طبقهاي در حاشيه امنيت نيست و متأسفانه، گذشت زمان و بيتفاوتي برخي دستگاهها، از آينده خطرناکي حکايت دارد.
انتشار تصاوير خصوصي منتسب به يک بازيگر تلويزيون در اينترنت که به نظر ميآيد از حيث شکل و شمايل و پيشبينيهاي فني با برنامهريزي طراحي شده و از طرفي، بازار عجيب و غريب نقل و انتقال اين تصاوير در موبايلها و فروش سيدي آن در اماکن عمومي گرم است، چه نتيجهاي براي اخلاق و امنيت رواني جامعه خواهد داشت؟
حالا نه تنها اين مشکل حل نشده، بلکه ميرود تا به مانند حادثه سيدي ميهماني يکي از تيمهاي معروف کشور، از پس اين ماجرا، يک جريان جنايي هم به وجود آيد و از عصر ديروز، شايعه خودکشي بازيگر مورد اشاره در محافل عمومي منتشر شده است.
البته شدت اين شايعه، به اندازهاي بوده که روزنامه رسمي سازمان صداوسيما هم در اشتباهي عجيب، اقدام به انتشار اين خبر غيرواقعي کرده است.
البته دستگاههاي و مراجع فرهنگي بايد هشيارانه، نوعي نظارت بر عملكرد چهرههاي مشهور و حواشي زندگي هنرمندان داشته باشند، اما مسلما براي انتشار برخي تصاوير غيراخلاقي از اين افراد، نميتوان هيچگونه انگيزه خيرخواهانهاي را متصور شد.
متأسفانه در هفتهاي که گذشت، هيچکس از اين ديد به اين واقعه تلخ نگاه نکرد که عادي شدن چنين رخدادهايي براي جامعه، ضررهاي حيثيتي و اخلاقي فراواني خواهد داشت و دستگاههاي فرهنگي، حقوقي و قضائي، نبايد در برابر چنين اتفاقي، دست بسته و در بحرانهاي بزرگتر خلع سلاح بمانند.
در تابستان سال 83 تصاويري از استخرهاي زنانه تهران در ميادين و کوچه و بازار به فروش ميرسيد؛ آيا با متخلفان، آن قدر که به آبروي مردم لطمه وارد شده بود، برخورد شد که حالا كسي جرأت نکند به با آبروي انسان ديگري بازي کند؟!
در اينجا بحث بر سر ديدن تصاوير غير اخلاقي که به زندگي خصوصي دو انسان مرتبط است، نيست؛ موضوع بيتفاوتي جامعه به رويدادي است که شايد در اين بازار بيشرمي راه افتاده، گريبان هر انسان ديگري را گرفته که هيچ کاري در مقام جايگزين نخواهد داشت.
البته فرق مهم جوامع غربي با ايران اين است که ماجرا در کشورهاي غربي بدون قيد و بند، به منزله تجاوز به حريم شخصي تعريف ميشود و به خاطر قوانين سخت و برخوردهاي شديد، کسي جرأت انتشار آن را نميکند، اما در ايران، گذشته از حريم شخصي، تخريب حرمت اجتماعي و اخلاق عمومي به دليل برخي بيتوجهيها و قوانين تعريف نشده، افراد به خودشان حق ميدهند که براي تلافي و انتقام جويي دست به هر عمل غير انساني بزنند.
در موارد مشابهي که در آمريکا و براي هنرپيشگان هاليوودي رخ داده، شکايت و جريمههاي سنگين، ريشه اين کار را در آمريکا وهاليوود به شدت کاهش داد، اما در کشور ما پس از کپي زدن غير قانوني از فيلمهاي سينمايي اين گروههاي زيرزميني با وقاحت تمام، وارد مسايل خصوصي زندگي مردم هم شدهاند.
برخي كارشناسان حقوقي، ضعف قوانين كشور را عامل ناتواني از برخورد با چنين مواردي ميدانند و خواستار تدوين قوانين لازم ناظر بر جرايم پيچيده اينترنتي هستند.
در اين حال، شاهدي از مسئولان دفتر جرايم اينترنتي قوه قضائيه، با اعلام خبر فيلترينگ وبلاگ منتشركننده تصاوير غيراخلاقي از عزم قوه قضائيه براي برخورد با عاملان چنين جرايمي اعلام كرد كه امنيت روحي و رواني خانوادهها را به خطر مياندازد.
البته گناه کساني که امروز تلاش ميکنند، قرباني به تمام معناي اين حادثه را به فکر خودکشي بيندازند، يا تصاوير آن را در موبايلهاي شخصي منتشر ميکنند، کمتر از منبع اصلي انتشار اين تصاوير نيست.
به نظر ميرسد اندکي بايد اين ماجرا را جديتر از اين که جذابيتهاي غير اخلاقي آن را زنده کنيم، مورد بررسي قرار داد و نگاهي عميق به اين حملههاي فرهنگي به فرداي جامعه جوان کشورمان بيندازيم.
بيشک دنيا براي اين بازيگر زن هم تمام نشده و همه انسانها، ميتوانند با اتکا به صفت ستارالعيوب و غفاريت خداوند و گذر زمان بر مشکلات امروز فايق شده و بايد جامعه ما متوجه چنين فضاهايي در زندگي شخصي خود شود تا ديگر، کسي توان سودجويي از مجالس خانوادگي، عروسي و وقيحانهتر، چنين اتفاقي را نداشته باشد.
ولي بد نيست، عده خاصي بدانند که نميتوان به راحتي زندگي انسانها را اينچنين دستخوش بلاهاي فرهنگي و اخلاقي کرد و اين بر عهده دستگاه قضايي و فرهنگي کشور است که با تعيين مجازاتهاي سنگين، آينده را از چنين حوادثي مصون کنند.

اما صحبتهای خود خانم زهرا امیر ابراهیمی در این زمینه...
پاييز امسال ، پاييزي تر از هر سال ، ابري و باراني.
گاهي آفتاب فقط براي يادآوري وجود فصل هاي ديگر از لا به لاي ابرها مي تابد. سكوتم دليل اعتقاد به شما نبود ، خود را باور داشتم. قصد من يادآوري هيچ فصلي نيست.
نور كافي نيست ؛ اما هنوز مي توان تجربه تلخي را با كساني كه آسمان دلشان ابري تر از آسمان خاكستري شهر ماست تقسيم كرد.
شايد اين شرح يك تجربه است.شايد اين يك شكايت است برای زهره شوكت و يا من مسوولي هستم با نام" زهرا اميرابراهيمي" براي دفاع از آن چه كه حتي به من مربوط نيست ؛ و شايد اين تلاشي بيهوده است براي حفظ حرمت يك انسان ، هنر و يا جامعه هنرمندان و شايد اين همه ، دلشوره ايست براي يك جامعه.
آن چه با عنوان هاي مختلف مثلا" فیلم غير اخلاقی زهره شوكت از نيمه ماه مبارك رمضان جزو تنقلات روي كرسي برخي محافل همكاران ، منازل دوستان ، شهروندان و شهرستانها شده است ، چيزي نيست جز تاييدي بر تلاش بيهوده فردي ما در عرصه هنر و برداشتن گام هاي بي ثمر در جهت رشد.
همه ما مي دانيم كه عدالت بدون قدرت هيچ است و قدرت بدون عدالت ، خشونت.
آري ؛ اين قدرت ، قدرت جمعي ِ برخي از همكاران و همنوعان عزيزي است كه به بي عدالتي و خشونت تبديل شد.خشونتي كه حتي مي توانيم با دست خودمان زهره شوكت را به خودكشي واداريم و يا اعدام و شايد هم بدتر...
پس براي دلداري دوستان ، آشنايان ِ خارج و داخل كشور و يا بهتر است بگويم براي آگاهيتان : هموطنان ، همكاران ، روزنامه عزيز ؛ زهرا اميرابراهيمي ( هنرپيشه مذكور به قول شما ) كه گويا تشابهي ظاهري دارد با شخص ديگري در فیلم غير اخلاقي كه در ماه مبارك رمضان دست به دست از نظرتان مي گذشت ( و تا كنون نيز هم ) ، در صحت و سلامت كامل به سر مي برد و خوشبختانه دليلي كافي براي خودكشي پيدا نكرده است و من زنده هستم ... هنوز.كساني كه با اين بي پروايي از بي حرمت كردن ديگران لذت مي برند ، در درجه اول انسانيت خودشان را با دست خود ، زودتر كشته اند.
نجابت برخي هموطنان را كه چه عرض كنم ... اما هميشه خدا را سپاس. ماه پشت ابر نمي ماند.بالاخره در اين روزهاي ابري ، قانون براي تكذيب اين شايعه و فاجعه از لاي ابرها تابيد.
جاي آن است كه تشكر و قدرداني كافي از توجه و پيگيري مستمر مسوولين قانون براي حفاظت از محارم و حيثيت و تكذيب اين شايعه بنمايم.انسانها ، متمدنين ، روشنفكران ، اشرفين مخلوقات و اي ديگران ؛ من اولين و آخرين نفري نخواهم بود كه شايعات و اكاذيبي اين چنين به او نسبت داده مي شود.
بار سنگين بي حرمتي و تهمت را بر دوش ، با دليل بي گناهي تحمل كرديم. از ما كه گذشت ، اما سوال اين است ؛ اگر هتك حرمت هايي نه براي آدمي كه مي شناسيد ، نه براي مثلا" زهره شوكت ، كه براي شخصي عادي اتفاق بيافتد چه بايد بكنيم؟
- بني آدم اعضاي يك پيكرند
بعضي وقتها بد نيست كه خودمان را جاي ديگري بگذاريم ( اين درس تمام اديان است ) دقيقاً جاي ديگري و نه فقط به رسم دلسوزي. من به خاطر شما ، خودم را جاي پدري مي گذارم كه هر روز چشمهاي غمگين دخترش را براي دلداري مي بوسد و شايد نمي فهميم كه در خلوتش و خودم را جاي مادري مي گذارم كه با شنيدن خودكشي جگرگوشه اش ممكن است همان لحظه قلبش را ببازد و خودم را جاي رفيقي مي گذارم كه شرمش را با غيرت مي خورد تا از حقي دفاع كند ...
گه گاهي خودم را جاي نارفيقان نيز مي گذارم ، شايد كه درس غيرت بگيرند و من خودم را جاي تمام وجود خودم نيز مي گذارم تا براي اثبات سلامتم ، جواب اين بي حرمتي ها را بر آيينه دلم ثيقل دهم.و نهايتاً جايم را به شما مي دهم فقط براي يك لحظه ....
از ما كه گذشت ....
ايستاديم ،
بي پروا ، مي روم و مي تازم در مرز بي خوابي و رويا ،
در محمل ريا ، چنان مي روم كه گويي نه پسي دارم و نه پيش و ، چه شگفت !
اين ريا ديگران با من همواره همراه و هم پايند
باور كرده اندكه حقيقت بيش از اين رياي من نيست
چگونه برهانم آنان را زين خيال اين تَوَهُم
تنها فغان من است
دلشان مي شكند! اگر بگويي
ببنديد چشمان بي شرمتان را! حوصله شان سر مي رود!
اگر بگويم باز نكنيد زبانتان را حتي براي دلسوزي من
كه آن من ، خود هيچ است و اين هيچ ، پر شده است از من
و در نهايت اين من ِ من است كه مي نماياند خود را
براي هيچ و اين من ،
تنها زهرا هزاران تكه شده است براي شما
زهرا امیر ابراهیمی
آهنگ تکان دهنده ی (سی دی را بشکن) از یاسر (یاس) و آمین (r&b)
لطفا آدرس اين خبر را براي دوستانتان نيز ارسال نمائيد و سعي کنيم تا جائي که ميتونيم ستارالعيوب باشيم نه پرده در آبروي ديگران ، و مطمئنا نتيجه اين عمل تو زندگيمون بهتره تا پخش عکس و فيلم اين جريان
فايل مربوطه بصورت زيپ شده در لينک زير موجود ميباشد که ميتوانيد آنرا فقط در عرض کمتر از 2 تا 3 دقيقه دانلود کرده و گوش کنيد
برای داونلود موزیک اینجا را کلیک کنین