تبليغاتX
صدای پای آب
به سراغ من اگر می آیید نرم و آهسته بیایید××××× تامبادا که ترک بر دارد چینی نازک تنهایی من

 صداي پاي آب        www.hajmesabz.blogfa.com

 

الهي اي تو نور خانه دل.......انيس و مونس و كاشانه دل

الهي اي غمت سوداي جانم...........بمن رحمي كه يا رب ناتوانم

چه باشد اي پناه بي پناهان...............بشوئي از كتاب من گناهان

چه باشد اي اميد بي نوايان..................بگيري دستي از خيل گدايان

چه باشد اي تو آواي دل من...................غم عشقت نمائي حاصل من

چه باشد اي چراغ روشن عشق...................مرا راهي دهي در گلشن عشق

چه باشد اي صفاي شام عاشق.........................بر اري از محبت كام عاشق

چه باشد اي اميد نا اميدان.............................شفا بخشي تو درد دردمندان

تجلي كن كه دل جاي تو گردد......................امورم جمله هم رأي تو گردد

دل از هجران تو طوفان گرفته.................غمت از اين فتاده جان گرفته

مرا اي مونس و هم جان و هم هوش........بقيد بندگي كن حلقه در گوش

كه من جان در ره عشق تو دارم..........بود اميد در راهت سپارم

اگر شب ناله و افغان برآرم.............من اين افغان ز جان خودبرآرم

ببين مسكين  زهجرت اشك ريزان..تو يارب قلبش از عشقت بسوزان

برگرفته از كتاب مناجات عارفان اثر حسين انصاريان

+ نوشته شده در  جمعه سوم اسفند 1386ساعت 12:13 PM  توسط علی  | 

 

الهي اي صفاي روح و جانم....عنايت كن كه من بي خانمانم
دلم از عشق كويت شاد گردان.....ز هر قيدي مرا آزاد گردان
بسوزان اين دلم را در غم عشق......روانم زنده بنما از دم عشق
يكي بلبل به باغ اشتياقم...................بناله از غم و دردو فراقم
شده عشق تو يارب پيشه من...............اميدم بر تو شد انديشه من
صفاي دل بود ياد تو اي دوست..............دل و جانم بود شاد تو اي دوست
اگر در ذلت عصيانم اي يار.....................اگر من خسته و بي جانم اي يار
اگر افتاده در بند گناهم............................اگر سر تا به پا من دود آهم
اگر در چاه خود بيني فتادم....................اگر دستي به دست حق ندادم
اگر عمرم فنا شد در گناهان................اگر گشتم ز خيل بي پناهان
اگر خوار و اسيرو مستمندم.............اگر نالان و زار و دردمندم
اگر شيطان فريبم داد اي دوست.....اگر آهم اگر بيداد اي دوست
خوشم زيرا تو باشي ياور من.....كريم و داد خواه و داور من
ببين مسكين دور افتاده از راه...ندارد مايه اي جز اشك و جز آه

برگرفته از كتاب مناجات عارفان اثر حسين انصاريان

+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم بهمن 1386ساعت 11:37 PM  توسط علی  | 

صدای پای آب        www.hajmesabz.blogfa.com

 

در اين ويران سراي سست بنياد..گدايان را مبر يارب تو از ياد

گدايان چشم دل سوي تو دارند......اميد رحمت از كوي تو دارند

به درگاه تو انان آه دارند...............همه زين آه با تو راه دارند

شكوه خود پرستي را شكستند............ببزم عاشقي اينك نشستند

دل اين دردمندان شاد گردان...............اسيران را ز بند آزاد گردان

عطا كن درد ايشان را دوايي.................مريضان را محبت كن شفايي

كرم كن قلبشان را نور بينش...............تو اي نقاش نقش آفرينش

ز رحمت جرعه اي بر جرعه نوشان....گناه اين خطا كاران بپوشان

بسوزان تا بسوزند از غم تو.............بدم تا زنده گردند از دم تو

بده ياري به خيل بي نوايان............مران از درگه لطفت گدايان

الا اي راحت جانهاي جانها..........گل عشقت برويان در نهان ها

شب بيچارگان را روز گردان......به شيطان جمله را پيروز گردان

فقيران را بده خط اماني..........زكوي خود به آنان ده نشاني

بود مسكين ز خيل پر گناهان..پناهش ده پناه بي پناهان

برگرفته از كتاب مناجات عارفان اثر حسين انصاريان

+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم دی 1386ساعت 0:27 AM  توسط علی  | 

صدای پای آب 

                                مناجات

 

الهي اي روان تيره را نور ...... ز درگاهت مكن اين خسته را دور

نصيبش كن بهشت جاودانه........ براه عزتش بنما روانه

اميد او خداوندا توئي تو............. صفاي جان جهان دارا توئي تو

در رحمت برويم باز فرما.............مرا با مغفرت دمساز فرما

دلم از نور عشقت كن فروزان..........قبولم كن به جمع پاك بازان

قسم بر تو ز عشقت مست مستم..........بولله فقيري حق پرستم

گرفتارم به بند بي نوائي....................دل تاريك من را ده صفائي

ندارم چاره اي اي چاره من..................نظر كن بر دل بيچاره ي من

تجلي كن تو بر اين خانه دل..............عمارت كن همي كاشانه دل

ببخش اين رو سياه بي نوا را...........مكن محروم لطفت اين گدا را

ال اي مرهم اين قلب مجروح..........در رحمت برويم كن تو مفتوح

دل آگاه و جان روشنم بخش...........ز گلخن وارهان و گلشنم بخش

ز عصيان يا ربم آزاد گردان........دل پر غصه ام را شاد گردان

ز مسكين در گذر اي حي داور....مرا امروز و فردا اي تو ياور

برگرفته از كتاب مناجات عارفان اثر حسين انصاريان

+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم دی 1386ساعت 7:28 PM  توسط علی  | 

 

اي به وفا نور دل تار من....عزت من هستي من يار من

صبح اميد من دلخسته اي....پاي دلم را به غمت بسته اي

خاطرم از ياد تو روشن بود....خاك وجودم ز تو گلشن بود

عشق تو روشنگر جان من است....عفو تو اندر خور شأن من است

جان و دلم را به غمت زنده كن....لطف بر اين بنده شرمنده كن

رحم كن اي دوست بر اين زاريم....عفو كن اي يار خطاكاريم

ياد تو شمع شب تار من است....عين شفاي دل زار من است

از گنه اي دوست نجاتم بده....ز آتش دوزخ تو براتم بده

زاري من ناله من آه من....توبه من سوي تو شد راه من

لطف تو اي دوست نصيب من است....عشق تو اي يار طبيب من است

خلوت دل وادي سيناي من....جلوه ي تو طور تجلاي من

هرگز از اين در تو مران بنده ات....بنده ي آواره ي شرمنده ات

در دو جهان عشق تو يار من است....لابه به درگاه تو كار من است

مست ز صهباي تو مسكين شده....عشق تواش يكسره آئين شده

از كتاب مناجات عارفان از جناب حسين انصاريان

 

+ نوشته شده در  جمعه هفتم دی 1386ساعت 8:17 AM  توسط علی  |