
مهدی بیا مهدی بیا مهدی بیا مهدی بیا
گل با صفاست اما بی تو صفا ندارد
گر بر رخت نخندد در باغ جا ندارد
پیش تو ماه باید رخ برزمین بساید
بی پرده گر بر آید شرم و حیا ندارد
ای وصل تو شکیبم ای چشم تو طبیبم
بازآی که درد هجران بی تو دوا ندارد
فریاد بی صدایم در سینه حبس گشته
از بس که ناله کردم آهم صدا ندارد
گفتم که در کنارت جان را کنم نثارت
تیغ از تو گردن از من چون و چرا ندارد
هر کس تو را ندارد جز بی کسی چه دارد
جز بی کسی چه دارد هر کس تو را ندارد
چه اشک ها به چشم ها رسوب شد نیامدی
تموم طول هفته را به اتظار جمعه ام
دوباره صبح ٫ ظهر ٫غروب شد نیامدی
اللهم عجل لولیک الفرج
